شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي ( مترجم : مجهول )
470
سيرت جلال الدين منكبرنى ( فارسى )
اضافات و تصحيح اغلاط مقدّمه مز / سر صفحه خصوصيّات ترجمه س / 6 نسخهء سو / 16 همه چيز را به او نسبت مىدادند . اضافه مىشود كه : شايد سبب عمده اين باشد كه شهاب الدّين زيدرى در روم و شام مانده و به خراسان برنگشته و اخبارش از وطنش منقطع شده بود ، و گويا نور الدّين به خراسان بازگشته بود و دعوى مىكرد كه من همهكارهء جلال الدّين بودم ، و نيز منشآت جمع آوردهء او هم در دستها افتاده بوده است ، طبعا او را مىشناختند و همه چيز را به او نسبت مىدادند . سط / 9 كليّهء عح / 7 شخصى ق / 6 ، 9 ، 11 ، 13 گرميان درست است و ربطى به كرمان ندارد ، مقالهء گرميان اوغللرى بقلم ملك اف در دائرة المعارف اسلامى ( چاپ لايدن ) ديده شود . متن در خرداد ماه 1344 كارمندان كتابخانهء مركزى دانشگاه نسخهاى بخطّ مرحوم اقبال آشتيانى از اين ترجمهء سيره كه بشمارهء 5425 در آن كتابخانه محفوظ است به بنده نشان و به امانت دادند و ديده شد كه آن مرحوم تا معادل صفحهء 179 اين متن چاپى ما را از روى نسخهء عكسى نوشته بوده است كه بچاپخانه بدهد . بعضى نكات در حواشى اين نسخه متعرّض شده است كه قابل نقل بود و در اين